ابوالفضل مامانـــیابوالفضل مامانـــی، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

🌸کودک عاشورایی من ابوالفضـــل🌸

4 ماهــگیــت🌸

خاطرات 4ماهگی شاهـــزاده کچولــ ــــوویی من ســـلام قندو عســـلم خووبی فدات شـــــم وای که چقدر دلــــم برات تنگــــه ومنتظر ٲمدنتــــــمممم دردانه من الان تقریبا ٲخرای 4ماهگیتـــه خداروشـــکر حالاتکون خوردناتو احساس میکنم   الان بیشتر بودنتو حــس میکنمو  از وجود نازنینـــت لذت میبـــــرم خدارو هزار مرتبه شکر که منو لایق این نعمت بزرگ دونسته عزیز دلم خدارو شکـــر پیشرفتت خوبه هم جنسیتت زود مشخص شد تو3ماهگــ ـی هم تکون خوردنات زود شروع شـــد تو4ماهگـــی مثل اینکه خیلـــی عجله داری برای پاگذاشتـــن تو این دنیا تو این دنیای پراز نیرنگ و ریا امیدوارم دنیا وٲخرت خوب وپاک ومعصوم باشه عزیزدلکم مثل ٲدمه...
26 دی 1394

سه ماهگیت وسورپرایزشدنمـــون 🌸

ســـلام شیرینک مامان بقول بابایی ســلام لوبیای بابا  سلام عزیزک سه ماهه من خوبی ؟ جات خوبه؟ راحتی؟ الــــهی که قربون وجود کوچولوت بشم مـــن فندق کوچولویی من سه ماهه شدی  بانگار خوشکلــم رفتم دکتر برای چکاپ  خانـــم دکتــرمهربونت گفت همه چی نرماله خداروشکر  بهش گفتـــم از کی مشخص میشـــه جنسیت بچه اونم گفت یه ماه بعدی مشخص میشه  منم گفتم ای خداکی صبر کنه تا اون موقع خیلی کنجکاو بودم بدونم  یهــــو خانم دکتـــ ــر گفت  صبـــر کن ببینـــم اینا معلومه کوچولوت پســــره  وااای منو بگو داشــتم شکه میشـــدم😮 اینـــقدر خوشحال شدم که نگــــــ ـــوووو اصن انتظار نداشتـم مشخص بشه ...
22 آذر 1394

اولین پست وبلاگ نی نی موووون....》🌸

یا الله..!!🌷 سلام ..!!🌷 سلام عزیز دلکم ..!!🌷 سلام کوچولویی 2 ماهه ام..!!🌷 این اولین پست وبلاگته که میخوام شروع کنم و از تو بنویسم ..!!🌷 اینجا از خاطرات شیرینت بنویسمو ایشالابدنیآبیایی وعکساتو بذارم 🌷 قربون صورت کوشولو وماهت بشم من 🌷 واااااییییی چه شکلی هستی مامانی جون🌷 الان اینقدرکوچولویی تو شیکمم 🌷 که حتی حست نمیکنم مامانی جان 🌷 ولی خیلی بهت احساس دارم 🌷 از الان خیلی دوست دارم🌷 عاشقت شدم 🌷 حتی بابایی 🌷 حتی خواهریت نگاری جوون..!!🌷 نمیدونیم جنسیتت چیه ؟؟🌷 ولی خواهریت گاهی میگه داداشی (.......)🌷 گاهی میگه آبجی  (....)🌷 بابایی هم که فعلابهت میگن لوبیا..🌷 زود زود احوالتو میپرسن ومیگن لوبیا بابا خوبه ؟؟🌷...
23 آبان 1394